خرید بک لینک
من از انتخابات خوشم میاد.از این شور و شوق مردم خوشم میاد.کودکانه است که من وقتی می بینم مردم خوشحالند درست به اندازه ی وقتی مامانم خوشحاله , آروم میشم و در عین حال ذوق زده. ولی می دونی , همکلاسیام باعث میشن بخوام سرمو به دیوار بکوبم.منظورم اینه که هم

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 30 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:41

من نباید الان اینجا می بودم.نباید تو این سن می بودم.


من باید یه دختر شیش ساله می بودم.باید یه عمارت بزرگ برای ولگردی می داشتم.احتمالا هم باید عاشق مرد غمگین مهربونی می شدم که تو یکی از اتاقا پیانو می زنه.

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:43

انقدر دارم فیلم و انیمیشن ایرلندی می بینم و کتاب ایرلندی می خونم که بیمش می ره به زودی ایرلند رو بهتر از ایران بشناسم.

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:43

به نظر میاد که من باید یه سری مشکلات روحی روانی داشته باشم. منظورم اینه که نود و نه درصد آدمایی که من دیدم (به خصوص مامان بابام) اعتقاد دارن که اگه یه روز دیگه کاری اینجا نداشتند ، بازنشسته شدند یا هر چی ، همه چیز رو ول می کنند و میرن تو جنگل، طبیعت،

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:43

من اینجا نشستم ،با تمام دنیا قهرم (باید بگم تمام دنیا اول شروع کرد، بنابراین جایی برای سرزنش من نیست) ،Brooklyn رو دانلود می کنم، آهنگای Frozen رو گوش می دم.


و این وضعیت جرو عجیب ترین صحنه های زندگیم محسوب میشه.

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:29

پروردگارا , به زنان سرزمینم این درک و بصیرت را ببخش که خب لعنتیا , کی با کفش پاشنه بلند میاد مراقب آزمون باشه ؟!

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:29

تو زبان فارسی ما یه بخشی هست که تلفظ درست کلمات رو نوشته و خب , من واقعا حکمتش رو درک نمی کردم. تا این که مناظره ها رو شنیدم.

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:29

من خوشحالم چون ایمجین داره آلبومشو بیرون میده که کاورش معرکه اس و هر ترکش منو به گریه میندازه ازشدت ذوق , من ناراحتم چون امیدم رو به خوشحالی های بلند مدت از دست دادم , من خوشحالم که دارم یه دوره ی موسیقیایی جدید رو شروع می کنم , من ناراحتم چون احتمال

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:22

می دونی ، من همیشه از ته دل از مسخره کردن پسرایی که ابروهاشونو بر می دارند و فلان و بهمان بدم میومد.

و خب ، این جدا عجیب به نظر می رسه که بخش زیادی از جامعه به این نتیجه رسیدند که پوشش هر کس به خودش مربوطه ولی من محض رضای خدا یه نفر تو زندگی واقعی ندیدم که به این مسخره کردن اعتراض کنه.

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:59

... چند روز پیش رفته بودیم پیش یکی از آشناهامون. همین جمله تا همین جاشم خیلی غم انگیزه. من از آشناهامون (و نه آشناهام) بدم میاد. چون خوش صحبت و خوش خنده و راحتند و این در حینیه که من شبیه کودکی سه ساله و ترسیده ام و حاضرم قرن ها رو دستام راه برم ولی

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:52

صفحه بندی