برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 30 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:41
من نباید الان اینجا می بودم.نباید تو این سن می بودم.
من باید یه دختر شیش ساله می بودم.باید یه عمارت بزرگ برای ولگردی می داشتم.احتمالا هم باید عاشق مرد غمگین مهربونی می شدم که تو یکی از اتاقا پیانو می زنه.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:43
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:43
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:43
من اینجا نشستم ،با تمام دنیا قهرم (باید بگم تمام دنیا اول شروع کرد، بنابراین جایی برای سرزنش من نیست) ،Brooklyn رو دانلود می کنم، آهنگای Frozen رو گوش می دم.
و این وضعیت جرو عجیب ترین صحنه های زندگیم محسوب میشه.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:29
پروردگارا , به زنان سرزمینم این درک و بصیرت را ببخش که خب لعنتیا , کی با کفش پاشنه بلند میاد مراقب آزمون باشه ؟!
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:29
تو زبان فارسی ما یه بخشی هست که تلفظ درست کلمات رو نوشته و خب , من واقعا حکمتش رو درک نمی کردم. تا این که مناظره ها رو شنیدم.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:29
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:22
می دونی ، من همیشه از ته دل از مسخره کردن پسرایی که ابروهاشونو بر می دارند و فلان و بهمان بدم میومد.
و خب ، این جدا عجیب به نظر می رسه که بخش زیادی از جامعه به این نتیجه رسیدند که پوشش هر کس به خودش مربوطه ولی من محض رضای خدا یه نفر تو زندگی واقعی ندیدم که به این مسخره کردن اعتراض کنه.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:59
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:52
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26
می دونی , من هزاران بار تو زندگیم به این نتیجه رسیدم که یکی از نشونه های افسردگی اینه که تو گوگل سرچ کنی چه طوری باید جلوی گریه اتو بگیری.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26
یکی از بزرگ ترین ترس های من در زندگیم اینه که جرج آر آر مارتین بمیره و بازی تاج و تخت رو تموم نکنه.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26
من دلم برای این روزای عجیب غریب تنگ میشه.
برای کلاسمون وقتی امروز داشتند نقشه می ریختند که پاهاشونو نامحسوس به زمین بکوبند و به معلم عربیمون تلقین کنند که زلزله اومده تا امتحان نگیره , برای این جاهایی که بازی تاج و تخت می خونم و گریه می کنم و لبخند می زنم و نفسم رو حبس می کنم , برای مهتا که بعد از یه سال دوستی تازه فهمیدم سلیقه ی موسیقیاییش به عینه سلیقه ی موسیقیایی منه , برای غم عمیق و کودکانه ی نارنیا , برای حس عمیق و بی حد و حصرم به Chainsmokers , برای همه چی. دقیقا همه چی.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26
خدایا ، منو تو دراز گودال ماریانا غرق کن ، تو اسید بنداز ، حتی حتی حتی می تونی یه کاری کنی که من یه صحبت «منطقی» با مامانم داشته باشم ؛ ولی لطفاااااا صدای غر غر شکمم رو سر جلسه ی آزمون در نیار ، یا حداقلش یه کاری کن اکو نداشته باشه و یکم آبرو برای من بمونه.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26